ملا محمد مهدي النراقي ( مترجم : مجتبوي )

مقدمة المترجم 11

جامع السعادات ( علم اخلاق اسلامى ) ( فارسي )

كارى كه متناسب با كمال روحى و معنوى انسان باشد كار علوى و ارزشمند تلقّى مىشود و كارى كه با جنبهء علوى روح ما سر و كارى ندارد عادى و مبتذل به شمار مىآيد . در اين صورت با قبول اينكه بازگشت خوب بودن و خوب نبودن و بايد و نبايد همان دوست داشتن و دوست نداشتن است ، هر گاه من سفلى دوست داشته باشد كارى عادى و غير اخلاقى است امّا هرگاه من علوى دوست داشته باشد اخلاق و ارزشهاى اخلاقى است . بدين سان ، راستى ، نيكوكارى ، رحمت ، عدالت ، عفّت ، خيررسانى و امثال اينها معانيى است همسنخ و متناسب با من علوى انسان . علاوه بر اينكه با اين نظريه مىتوان صفات كلَّيّت و اطلاق و جاودانگى و قداست اخلاق را توجيه كرد ، با اصول و معارف اسلامى نيز سازگار است زيرا انسان با ديد اسلامى داراى شرافت و كرامت ذاتى است كه همان جنبهء ملكوتى و نفخهء الهى است . آنگاه در ميان صفات و اعمال احساس مىكند كه آيا اين صفت يا اين عمل با آن شرافت متناسب است يا نه . در صورتى كه احساس تناسب و هماهنگى كند آن را خير و فضيلت مىشمارد و گر نه آن را رذيلت مىداند . بدينگونه ، بايد و نبايدها و خوب و بدهاى كلَّى چنين توجيه مىشود كه : آدميان در كمالات نفسانى همانند آفريده شده‌اند و بنا بر اين دوست داشتنها هم يكسان و متشابه است و خوب و بدها از اين ديدگاه كلَّى و دائم مىشود ، و با اين بيان همهء فضائل اخلاقى قابل توجيه است ، زيرا در بعضى از نظريه ها مانند اخلاق اجتماعى بعضى از صفات و اعمال اخلاقى ( مانند راستگوئى و وفادارى و عدالت و ايثار ) را مىتوان توجيه كرد نه همهء آنها را . صفات و ملكاتى از قبيل صبر و استقامت و حفظ عزّت و كرامت نفس و خويشتندارى و مانند اينها فقط با نظريه اى كه بيان شد توجيه پذير است . علم اخلاق اسلامى : روشن است كه شخص مسلمان به وسيلهء علم و معرفت و تعليم و تعلَّم به اعتقادات و احكام و اخلاق دست مىيابد و دريافت حقيقى حاصل مىكند . و از آنجا كه « طلب العلم فريضة على كلّ مسلم » « جستجوى دانش بر هر مسلمانى واجب است » ، پس در اسلام هر فردى بايد به عقايد و احكام و اخلاق علم پيدا كند . وقتى قرآن يكى از مأموريتها و وظائف پيامبر اكرم صلَّى اللَّه عليه و آله و سلَّم را « يزكَّيهم »